خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک رامی شمارد دام رزق دیده خود خاک را
۲
دشمنی با سرکشان کردن سر خود خوردن استزیر دست شعله سازد صف کشی خاشاک را
۳
پا ز حد بیرون نهادن قطع پیوند خود استدست کوته می کند ناخن درازی تاک را
۴
از مزارم سبزه همچون بال قمری سر کشدچون گذر افتد به خاکم سرو آن بی باک را
صفحهٔ ۱ از ۲