شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری می‌کرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمی‌آورد

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گهر پاشی که این گوهر گزین کردبه سوی بحر معنی رو چنین کرد
۲
که ناظر رخش راندی با رفیقانبه دل صد کوه غم از بار حرمان
۳
به روز و شب و بیابان می‌بریدندکه روزی بر لب دریا رسیدند
۴
نه دریا بلکه پیچان اژدهاییازو افتاده در عالم صدایی
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth