شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

خبر یافتن منظور از رفتن ناظر و برون آمدن از شهر آشفته خاطر و به کاروان مقصود رسیدن و از نامهٔ ناظر شادمان گردیدن

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فسون سازی که این افسون نمایدبدینسان بر سر افسانه آید
۲
کزین معنی خبر چون یافت منظورکه ناظر شد ز بزم خرمی دور
۳
دمی از فکر این خالی نمی‌بوددلش را میل خوشحالی نمی‌بود
۴
به شبها سوختی چون شمع تا روزنبودی یک نفس بی‌آه جانسوز
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth