خلوتی با وحشی بافقی
رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده
ناظر و منظور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوار رخش تاز دشت دعویچنین راند از پی نخجیر معنی
۲
که روزی چند از این حالت چو بگذشتکه سوی شهر منظور آمد از دشت
۳
به نزدیک پدر یک روز جا کردبه خسرو مدعای خود ادا کرد
۴
غرض چون بود آهنگ شکارشبه رفتن داد رخصت شهریارش
صفحهٔ ۱ از ۱۱