شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صف آرایندهٔ این طرفه لشکرچنین لشکر کشد کشور به کشور
۲
که هر صبح اینچنین تا شام منظورنمی‌گشت از حریم خسروی دور
۳
ز چشمش اهل مجلس مست حیرتگریبان کرده چاک از دست حیرت
۴
ز دانش یافت قدری آن خرد کیشکه شاهش داد جا در پهلوی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth