شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیانه اندر وحدتش کثرت، نه مُحدَث زین همه تنها
۲
چه گوئی از چه او عالم پدید آورد از لولوکه نه مادت بد و صورت، نه بالا بود و نه پهنا
۳
همی گوئی که بر معلول خود علت بود سابقچنان چون بر عدد واحد، و یا بر کل خود اجزا
۴
به معلولی چو یک حکم است و یک وصف آن دو عالم راچرا چون علت سابق توانا باشد و دانا؟
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth