شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر من بیچاره گشت سال و ماه و روز و شبکارها کردند بس نغز و عجب چون بلعجب
۲
گشت بر من روز و شب چندانکه گشت از گشت اوموی من مانند روز و روی تو مانند شب
۳
ای پسر گیتی زنی رعناست بس غرچه فریبفتنه سازد خویشتن را چون به دست آرد عزب
۴
تو ز شادی خندخند و نیستی آگاه ازاناو همی بر تو بخندد روز و شب در زیر لب
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth