خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخت مایه عیش و طرب اهل نشاطدر دل من غم و اندوه تو خوشتر ز شماط
۲
پیش اسب تو نهادم رخ و ای شاه هنوزمی کشم بار فراق تو چو فیلان به بساط
۳
گشته آویخته در بند قبایش دل منمگر از رشته جان دوخته آن را خیاط
۴
دل به دنیا منه و باده خور و شاد بزیزان که عاقل به سفر می ننهد دل به رباط
صفحهٔ ۱ از ۲