شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاداز آتش دل غنچه به گرداب تب افتاد
۲
با آن که سراپای تو خون کرده دلم رافریاد ز خالی که به آن کنج لب افتاد
۳
در پرده گذشتی به سراپرده دل‌هاهر کس به خیالی ز رخت در عجب افتاد
۴
جز لطف خدا در نظر ما سببی نیستاین است که بر ما نظرش بی‌سبب افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth