شعر را زندگی کن
خلوتی با عمادی شهریاری

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدح بر دست من نه ساقیا زودکه کار از حد گذشت و بودنی بود
۲
به باران باده گلگون من دهکه یار گلرخم دیدار بنمود
۳
می و معشوق دارم غم چه دارمنه دل اندر زیان بندم نه در سود
۴
نماند این جهان در دست کس دیربه شادی بگذرانیم این جهان زود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth