→ عمادی شهریاریعمادی شهریاری
عمادی شهریاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ساقیا موسم عید است بده جام شراب←شمارهٔ ۲مرا عشق تو از من جان بپرداخت←شمارهٔ ۳لاف عشق تو در زمانه بسی است←شمارهٔ ۴در جهان چیست کز جهان بتر است←شمارهٔ ۵در ره عشق تو فلک لنگ است←شمارهٔ ۶حاصل روزگار جز غم نیست←شمارهٔ ۷چه کردهام که سزای من است هجرانت←شمارهٔ ۸هر که را روی در نکونامی است←شمارهٔ ۹طریق عشق تو پایان ندارد←شمارهٔ ۱۰گردون سر مردمی ندارد←شمارهٔ ۱۱بیرخ تو زلف دین به شانه نیارزد←شمارهٔ ۱۲سوز عشقت جگر همیسوزد←شمارهٔ ۱۳چون مملکت سخا تو را شد←شمارهٔ ۱۴قدح بر دست من نه ساقیا زود←شمارهٔ ۱۵بختم از خواب در نمیآید←شمارهٔ ۱۶ای خرد از خدمت تو نیک نام←شمارهٔ ۱۷هیچ وفایی ز روزگار ندیدم←شمارهٔ ۱۸دریاب که همنفس ندارم←شمارهٔ ۱۹ای خوشتر از جوانی در بند توست جانم←شمارهٔ ۲۰بیتو یک روز بود نتوانم←شمارهٔ ۲۱عاشقان غریب و غمزدهایم←شمارهٔ ۲۲ای پر شکر ز خنده تو آستین جان←شمارهٔ ۲۳غریب و عاشقم بر ما نظر کن←شمارهٔ ۲۴چو شد ز سنبله شاه سپهر در شاهین←شمارهٔ ۲۵ای خلعت خرد را از خلعت تو پاره←شمارهٔ ۲۶ای دست تو جود را بهانه←شمارهٔ ۲۷ای عهد تو دور از استواری←