خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوشتر از جوانی در بند توست جانمبخشایش از بر من کآخر چو تو جوانم
۲
گر زر نمیفشانم بر تو ز تنگدستیباری ز لفظ گوهر بر تو همیفشانم
۳
بر پشت گاو باشد هر ساعتی سرشکمبر ساق عرش باشد هر لحظهای فغانم
۴
صعب است بیتو کارم ضعف است روزگارمصعب است سرگذشتم صعب است داستانم
صفحهٔ ۱ از ۲