شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش‌نگاهان بس که شوخ افتاد مژگان شماپیش‌دستی می‌کند بر چشمِ فتان شما
۲
کار کرد از بس به دل‌ها تیر مژگان شمادستهٔ ابروکمانان گشته قربان شما
۳
از گلستان می‌ستاند باج زندان شماوقت آن‌کس خوش که باشد از اسیران شما
۴
رشک داغ دل مرا بسیار می‌آرد به ‌شورتا سیه کرده است چشمی بر نمکدان شما
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth