خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز حد گذشت شب هجر بس که زاری مااجل رسید شتابان به غمگساری ما
۲
به خاک ما نکنی ای نسیم بیرحمیکه مانده است در آن کو به یادگاری ما
۳
به گریه شهرهٔ صحرا و شهر گردیدیمچو ابر اوج گرفته است اشکباری ما
۴
به حرف و صوت تو ناصح نمیشود تسکینقرار دادهٔ عشق است بیقراری ما
صفحهٔ ۱ از ۲