شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح بهاء الدین زکریای ملتانی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روشنان آینهٔ دل چو مصفا بینندروی دلدار در آن آینه پیدا بینند
۲
از پس آینه دزدیده به رویش نگرندجان فشانند بر او کان رخ زیبا بینند
۳
چون بدیدند جمالش دل خود را پس از آنز آرزوی رخ او واله و شیدا بینند
۴
عارفان چون که ز انوار یقین سرمه کشنددوست را هر نفس اندر همه اشیا بینند
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth