شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - ایضاله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا نسیم خوش بهار وزیدیا صبا نافهٔ تتار دمید
۲
یا سحر باد بوی جان آوردیا سر زلف یار در جنبید
۳
این همه شادی و نشاط و طربدر سر خشک مغز ما گردید
۴
هین! که گلزار من روان بشکفتهان که صبح دم سعادتم بدمید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth