شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضاله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش مانا شنید فریادمکرد بیمار پرسشی بادم
۲
من هم از روی باد پیمایینفسی با نسیم بگشادم
۳
با دلش رمزکی فرو گفتمبه کف او پیامکی دادم
۴
گفتم: ار چه تو نیز بیماریخبری ده ز صحت آبادم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth