خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر مردان نمی بردند امتحانش رانمی دانم که بر میداشت این بار گرانش را
۲
من بیچاره چون بوسم رکاب شهسواری راکه نگرفتهست دست هیچ سلطانی عنانش را
۳
فلک کار مرا افکند با نامهربان ماهیکه نتوان مهربان کردن دل نامهربانش را
۴
مرا پیوسته در خون میکشد پیوسته ابروییکه نتواند کشیدن هیچ بازویی کمانش را
صفحهٔ ۱ از ۴