شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۰) حکایت روباه که در دام افتاد

بخش چهاردهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدام افتاد روباهی سحرگاهبروبه‌بازی اندیشید در راه
۲
که گر صیّاد بیند همچنینمدهد حالی بگازر پوستینم
۳
پس آنگه مرده کرد او خویشتن راز بیم جان فرو افکند تن را
۴
چو صیّاد آمد او را مرده پنداشتنمی‌یارست روبه را کم انگاشت
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth