شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۱) حکایت سلطان محمود با ایاز

بخش چهاردهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر سلطان دین محمود یک روزایاز خویش را گفت ای دلفروز
۲
کرا دانی تو از مه تا بماهیکه ازمن بیش دارد پادشاهی
۳
غلامش گفت ای شاه جهاندارمنم در مملکت بیش از تو صد بار
۴
چو ملکم این چنین زیر نگین استچه جای ملکت روی زمین است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth