شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۲۰ - پاسخ دادن هرمز دایه را

خسرونامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو از دایه سخن بشنود هرمزچنان شد کآن نیارم گفت هرگز
۲
بدو گفت ای ز دانش دور ماندهز غول نفس خود مغرور مانده
۳
نداری شرم با موی چو پنبهکه حلق چون منی برّی به دنبه
۴
ز موی همچو پنبه دام کردیچو مرغی پیش دامم رام کردی
صفحهٔ ۱ از ۴۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth