خلوتی با عطار
بخش ۲۱ - دگر بار رفتن دایه پیش هرمز
خسرونامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گل گفتا که رفتم بار دیگرز سر گیرم هم امشب کار دیگر
۲
چو روز این کار مینتوانم اکنونبه شب این قرعه برگردانم اکنون
۳
بگفت این و فرود آمد ز منظرز پیش گل به نزد آن سمنبر
۴
فگنده بود هرمز جامهٔ خوابمیی بر لب گرفته بر لب آب
صفحهٔ ۱ از ۳۴