خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۸
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاهی ز سرِ زلفِ سیاهت ترسمگاهی ز کمین گاهِ کلاهت ترسم
۲
گفتی: «به نهان بر تو آیم، یک شب»از روشنی روی چو ماهت ترسم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق