خلوتی با عطار
شمارهٔ ۷
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: آمده جانم به لب استباکشتن روزم این همه سوز شب است
۲
زین آتش تیز در عجب ماندهامتا اشک چگونه مینسوزد عجب است
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع