خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما آئینهٔ خدای نما جان پاک ما
۲
تاامر و خلق جمله شود دوست دست صنع کشته است تخم مهر گیاهی بخاک ما
۳
درما فکنده دانهٔ از مهر خویشتن تا کاینات جمع شود در شباک ما
۴
در بدو آفرینش و تخمیر آب و گل با آب و تاب عشق سرشتند خاک ما
صفحهٔ ۱ از ۳