خلوتی با رهی معیری
پرنیانپوش
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز گرمی بینصیب افتادهام چون شمع خاموشیز دلها رفتهام چون یاد از خاطر فراموشی
۲
منم با ناله دمسازی به مرغ شب همآوازیمنم بیباده مدهوشی ز خون دل قدح نوشی
۳
ز آرامم جدا از فتنهٔ روی دلارامیسیهروزم چو شب در حسرت صبح بناگوشی
۴
بدان حالم ز ناکامی که تسکین میدهم دل رابه داغی از گل رویی به نیشی از لب نوشی
صفحهٔ ۱ از ۲