خلوتی با رهی معیری
جلوهٔ ساقی
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟
۲
بادهٔ روشن دمی از دست ساقی دور نیستماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است
۳
خفته از مستی به دامان ترم آن لالهرویبرق از گرمی در آغوش سحاب افتاده است
۴
در هوای مردمی از کید مردم سوختیمدر دل ما آتش از موج سراب افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲