خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیداهمه پیدا شد اما آنکه شد پیدا نشد پیدا
۲
تلاش مطلب نایاب ما را داغ کرد آخرجهانی رنج گوهر برد جز دریا نشد پیدا
۳
دل گمگشته میگفتند دارد گرد این وادیبه جستوجو نفسها سوختم اما نشد پیدا
۴
فلک درگردش پرگار گم کردهست آرامشجهان تا سر برون آورد غیر از پا نشد پیدا
صفحهٔ ۱ از ۳