خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا راغبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را
۲
ز زخمِ ارهٔ دندانِ موج ایمن نیستگهر به دامنِ راحت چهسان کشد پا را
۳
لبش به حلقهٔ آغوشِ خط بدان مانَدکه خضر تنگ به بر میکشد مسیحا را
۴
عدمسرایِ دلم کنجِ عزلتی داردکه راه نیست در او وهمِ بالِ عنقا را
صفحهٔ ۱ از ۲