خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۸
باب ششم در ضعف و پیری
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیرمردی را گفتند: چرا زن نکنی؟
۲
گفت: با پیرزنانم عیشی نباشد.
۳
گفتند: جوانی بخواه چو مکنت داری.
۴
گفت: مرا که پیرم با پیرزنان الفت نیست. پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟
صفحهٔ ۱ از ۲