شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نعره زد عشق دین ما بگریختکفر نیز از کمین ما بگریخت
۲
بسکه شد ابر گریه آتشبارتخم عیش از زمین ما بگریخت
۳
در دم نزع یار غم گردیم نفس واپسین ما بگریخت
۴
باز کردیم دیده بر رخ دوستنگه شرمگین ما بگریخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth