خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و راخود کجا آزار مردم ای عزیزان ، من کجا
۲
نزد ما زاری به از آزار ، بی زاری مباشتا نگیرد بر سر بازار ، آزاری تو را
۳
در طریقت هر چه فرمائی ، به جان فرمان برمماجرا بگذار با ما ، ماجرا آخر چرا
۴
کفر باشد در طریق عاشقان ، آزار دلگر مسلمانی، چرا آزار می داری روا
صفحهٔ ۱ از ۲