خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خرابات فنا ملک بقا داریم ماخوش بقای جاودانی زین فنا داریم ما
۲
کشته عشقیم و جان در کار جانان کرده ایماین حیات لایزالی خونبها داریم ما
۳
خم می درجوش و ما سرمست و ساقی در نظرغم ز مخموران این دوران کجا داریم ما
۴
جام دُرد درد او شادی رندان می خوریمدرد می دانیم و دایم این دوا داریم ما
صفحهٔ ۱ از ۲