شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا که به راه آرم این صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
۲
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتنیا به تو واگذارم این جسم به خون طپیده را
۳
یا که غبار پات را نور دو دیده می‌کنمیا به دو دیده می‌نهم پای تو نور دیده را
۴
یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکنیا بستان و بازده لعل لب مکیده را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth