خلوتی با ملکالشعرا بهار
بخش ۱۲ - حکایت دیوانهای که سنگ به چاه اندخت
کارنامهٔ زندان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرد دیوانهای به چاه نگاهعکس خود را بدید در ته چاه
۲
سنگی افتاده بد به راه اندرهشت آن سنگ را به چاه اندر
۳
مردم شهر رنجها بردندتا که آن سنگ را برآوردند
۴
تویی آن سنگ اوفتاده به چاهعاقلان در تو میکنند نگاه
صفحهٔ ۱ از ۳