شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

افکندن مادر به وادی‌السباع

دل مادر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد سوار شتر آن کهنه حریفمادر خویش گرفته به ردیف
۲
راند جمازه و آن مام نژنداندر آن وادی تاریک فکند
۳
نان و آبی بنهادش به کناربازگردید به نزدیک نگار
۴
گفت ‌زالی که ‌دلت را خون ساخترفت جایی که عرب نی انداخت‌!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth