خلوتی با ملکالشعرا بهار
دیدار سواری ز پیر زال در بیشه
دل مادر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیرمردی ز سواران دلیرکه بدی پیشهٔ او کشتن شیر
۲
پدر اندر پدرش گُرد و سوارهمه دهقانمنش وشیر شکار
۳
جعبه پر تیر و بزه کرده کمانبه کمر خنجر و در مشت سنان
۴
گام برداشت در آن بیشه خموشکامدش زمزمهای نرم به گوش
صفحهٔ ۱ از ۷