شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شفاعت آمدم، ای دوست، دیده خود راکز او مپوش گل نودمیده خود را
۲
رسید خیل غمت ورنه ایستد جانمکجا برم بدن غم رسیده خود را
۳
به گوش ره ندهی ناله مرا، چه کنم؟چو ناشنیده کند کس شنیده خود را
۴
به رو سیاهی داغ حبش مکن پر رومر این غلام درم ناخریده خود را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth