شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۳ - هم در ثنای او

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببرد خنجر خسرو قرار از آتش و آباگر چه دارد رنگ و نگار از آتش و آب
۲
چو آب و آتش نرمست و تیز نیست شگفتاز آن که بودش پروردگار از آتش و آب
۳
گرفت از آب صفاور بود از آتش نورچو آبدار شد و تابدار از آتش و آب
۴
کند چو آتش و آب آب و آتش اندر زخماگر مخالف سازد حصار از آتش و آب
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth