شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار شکر کنم دولت مؤیّد راکه داد باز به من دلبر سَهی قد را
۲
از آتش دل مشتاق و از بلای فراقفرو گذاشته بودم وُثاق و مرقد را
۳
چو ماه روی من آمد کنون بحمداللهبه نور وصل بَدَل ‌کرده نار مُوقَد را
۴
بتی که چنبر خورشید کرد عنبر و ندکه ‌کرد چنبر خورشید عنبر و نَدْ را
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth