خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از من چه شد که یاد نیامد حبیب رامردم ز درد و نیست غم من طبیب را
۲
گو رنجه کن قدم به عیادت که خوب روینبود بدیع اگر بنوازد غریب را
۳
برآستان دوست مجاور بدی سرمگردست امتناع نبودی رقیب را
۴
هرگز به هرزه دامن گل کی دهد ز دستگر هیچش اختیار بود عندلیب را
صفحهٔ ۱ از ۳