شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۵۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از این بشارت خرْم که ناگهان آمدهزار جان غمی گشته شادمان آمد
۲
گمان بری که سوی جان خستگان فراقصبا بمژدۀ جانان ز گلستان آمد
۳
که افتاب شریعت بطالع مسعودباوج برج سعادت ز ناگهان آمد
۴
خدایگان افاضل که موکب او راظفر جنیبه کش و فتح هم عنان آمد
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth