خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۷۷ - و قال ایضاً یمدحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بزرگوارا! صدرا ! مرا چنان بایدکه خاک پای تو بر اوج چرخ بفزاید
۲
مرا خوشست که خاک درت که افسرماستببوسۀ لب خورشید و مه بیالاید
۳
اگر نخواهد رای تو ، نیز نتواندکه دست شام بگل آفتاب انداید
۴
خجسته نعل سمندت بصیقلی ماندکه وصمت کلف از روی ماه بزاید
صفحهٔ ۱ از ۷