خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه راآورم شمع و بدست آرم دل پروانه را
۲
بی لبت در پای گلبن بس که خالی ماندهاستمیکند بلبل خیال آشیان پیمانه را
۳
کلبه ما بیسرانجامان چراغی گو مدارما نرنجانیم از خود خاطر پروانه را
۴
گر ز چشمم بوی خون آید گناه دیده نیستبر سر لخت جگر باشد بنا این خانه را
صفحهٔ ۱ از ۲