شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سری دارم ز سودای تو سرمستکه با چشم تو آن را نسبتی هست
۲
به گوشم می‌رسد از هر زبانیکه دیدم چشم مستش رفتم از دست
۳
ز دل بویی ندارد هر که جانشبدان پیوسته ابرویت نپیوست
۴
نپندارم که جز پیش دهانتنشانی ز آب حیوان در جهان هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth