شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرستکه دوست داد شرابی به عاشقان الست
۲
هنوز در سر ما هست ذوق آن مستیحریف مجلس او تا ابد بود سرمست
۳
ز دست و پا و سر ما اثر نبود هنوزکه جان شراب محبت کشید و رفت از دست
۴
اگر چه از شکن زلف خوب رویان شددلم شکسته ولی عهد روی او نشکست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth