شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا بیا که ز هجر آمدم به جان ای دوستبیا که سیر شدم بی تو از جهان ای دوست
۲
به کام دشمنم از آرزوی دیدارتمباش بی‌خبر از حال دوستان ای دوست
۳
چو نفخ صور دهد جان به مرده عاشق رانسیم زلف تو بخشد هزار جان ای دوست
۴
خیال بود مرا کز تو بر توان گشتنبیازمودم و دیدم نمی‌توان ای دوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth