خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوستحیات بهر تو خواهم در این جهان ای دوست
۲
میان حلقه زلفت چو مرغ جان بنشستندید خوشتر از آن دام آشیان ای دوست
۳
چه جای جان و دل ما که دلبران جهانشدند بر سر زلف تو جان فشان ای دوست
۴
اگر کنند به روی تو نسبتی گل راز شوق باز شود غنچه را دهان ای دوست
صفحهٔ ۱ از ۲