شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۳ - صفت یار رنگریز کند

شهرآشوب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ زرد کرد آن رخ رنگریزکه بالاش سروست و رخ آفتاب
۲
بشستش پس از رنگ آب دو چشمکه شست آب هجران از آن هر دو خواب
۳
بلی هر چه رنگش کند رنگ ریزاز آن پس بشوید مر او را به آب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth