خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲ - یار ترسا بچه را می گوید
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آب چشم من ای دوست روی و موی بشویکه این چو برکه معبود توست و تو ترسا
۲
گلوی وصل من از تیغ هجر خویش مبرکه ذبح حیوان در مذهب تو نیست روا
صفحهٔ ۱ از ۱